عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى
356
مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )
حيات دشمن آسوده سازند هلاكو بر اين رأى تحسين كرد و امر فرمود تا به همان دستور مستعصم را شربت هلاك چشانيدند و دولت عباسيان كه مدّت پانصد و بيست و چهار سال ( 524 ) منبسط بود بهم پيچيده شد و اين واقعه در سنه ششصد و پنجاه و شش ( 656 ) اتفاق افتاد ( سبحان من لا يزول ملكه ) * خواجه نصير الدين بعد از فتح بغداد بحلّهء اسدّيه مزيديه كه در آنوقت مجمع فقهاى شيعه بود تشريف برد و با محقق اوّل شيخ نجم الدين ابو القاسم جعفر بن محمد بن الحسن بن سعيد صاحب كتاب شرايع الاسلام در مجلس درس ملاقات فرمود و اين دو عالم نحرير در مسئلهء استحباب تياسر باهم مباحثات كردند بالجمله خواجه نصير الدين پس از چندكاه از جانب هلاكو بر بستن رصد مامور گشت و بنا بنوشتهء ( وصاف الحضره ) ايلخان اوقاف كل ممالك را به تصرف خواجه داد تا يكعشر آن را در وجه مخارج رصد مصروف دارد و علاوه بر آن براى مصارف اين كار بر خزينه و عمال چندان مال حوالت كرد كه از اندازهء حساب بيرون رفت و خواجه به حكم هلاكوخان جمعى از اساتيد و مشاهير علماى رياضى و ارباب نجوم را از همه جا براى معاونت اين كار احضار فرمود كه از جملهء آنها علامهء قطب الدين محمود شيرازى كه سمت تلمذ خواجه داشت و مؤيد الدين العرضى الدمشقى و فخر الدين طبيب اخلاطى و نجم الدين قزوينى و محى الدين مغربى و فخر الدين مراغى بودند پس براى محل رصد جايى از شمال شهر مراغه را اختيار كرده بتاريخ سال ششصد و پنجاه و هفت ( 657 ) هجرى در همان موضع رصدخانهء در نهايت دقّت و اتقان بنا نهاد و آن حكيم بىنظير از روى همين رصد زيج خانى را باسم هلاكو تصنيف كرد و چند جدول كه در زيجهاى متقدمين مانند ( گوشيار ) و ( فاخر ) و ( علائى ) و ( شاهى ) نبود بر آن زيج بيفزود و كتابخانهء مفصلى براى آن رصدخانه بنا نمود و آن را از كتب منهوبهء بغداد و شام مشحون فرمود * صاحب ( فوات الوفيات ) گويد بيشتر از چهار صد هزار نسخه در آن كتابخانه مخزون بود و زيج مزبور در تمام اقطار عالم اعتبار پيدا نمود چنانچه مورخين فرنك نويسند كه در سال هزار و ششصد و پنجاه و دو ميلادى مطابق هزار و شصت و سه ( 1063 ) هجرى در شهر لندن پايتخت انكليس جدول طول و عرض را